<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پايگاه اطلاع رساني محمد رضا آقابيگي</title>
<link>http://mra.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " پايگاه اطلاع رساني محمد رضا آقابيگي "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Wed, 23 Jul 2008 22:24:19 GMT</lastBuildDate>
<author>محمد رضا آقابيگي</author>
<item>
<title>پانزده راز سر به مهر دنيا</title>
<link>http://mra.ParsiBlog.com/527955.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=2&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;كفن تورين&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;كفن تورين يك تكه پارچه كتان است كه تصوير يك مرد در آن نقش بسته درحالي كه به صليب كشيده شده است. بيشتر كاتوليك‌ها معتقدند اين پارچه، كفن عيسي مسيح مي‌باشد. اين كفن هم‌اكنون در كليساي «سنت جان تعميردهنده» در شهر تورين ايتاليا نگهداري مي‌شود. با وجود بررسي‌هاي زياد هنوز هيچ‌كس نتوانسته توضيح قابل قبولي بر چگونگي چاپ اين تصوير ارائه دهد و تاكنون كسي قادر نبوده از روي آن كپي بردارد. آزمايشات راديوكربن نشان مي‌دهد كه اين تكه پارچه متعلق به قرون وسطي است ولي مدافعان اين كفن، چنين نظريه‌اي را قبول ندارند. باستان‌شناسان معتقدند اين پارچه در قرن چهارم هم وجود&amp;nbsp;داشته، پارچه ديگري نيز موجود است كه مي‌گويند سر عيسي‌مسيح با آن پوشيده شده بود. پروفسور مارك گاسكين پژوهشگر اسپانيايي در سال 1999 در مورد ارتباط اين دو پارچه با يكديگر تحقيقات مفصل علمي انجام داد. اين تحقيقات كه بر پايه تاريخ، آسيب‌شناسي، تجزيه خون و لكه‌هاي روي پارچه‌ها انجام گرفته بود، نشان مي‌داد هر دو پارچه در دو زمان مجزا ولي نزديك به هم سر يك نفررا پوشانده بوده‌اند. اين نتيجه‌گيري توسط دانشمندان ديگري نيز مورد تاييد قرارگرفت.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: red&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;جاده بيميني&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;حتما شما هم مثل بسياري از مردم دنيا درباره شهر گمشده «آتلانتيس» چيزهايي شنيده‌ايد ولي «جاده بيميني» كجاست؟ در سال 1968 غواصان، صخره‌اي&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 206px; HEIGHT: 152px&quot; height=152 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.ksabz.net/uploads/majale/202/m-202-3-34.jpg&quot; width=206 align=left border=0&gt; عجيب و زيردريايي را كشف كردند كه در نزديكي جزيره بيميني شمالي در باهاماس قرار داشت. هنوز هم هستند كساني كه معتقدند سنگ‌هاي اين صخره به طور طبيعي ساخته شده‌ ولي به خاطر نوع نظم غيرمعمول اين سنگ‌ها، بسياري فكر مي‌كنند كه بخشي از شهر گمشده آتلانتيس مي‌باشند. شايد عاملي كه بيشتر باعث اسرارآميز شدن اين جاده شده «ادگار كايس» پيشگو در سال 1938 است كه مي‌گفت: «در سال‌هاي 1968 الي 1969 بخشي از يك معبد كه هنوز كشف نشده است در درياهاي نزديك بيميني عيان خواهد شد.» دكتر «گرگ ليتل» باستان‌شناس آماتور در تحقيقات اخير خود صخره جاده مانند ديگري درست شبيه صخره اولي را در زير آن پيدا كرد. او معتقد است اين صخره‌ها قسمت بالايي يك ديوار قديمي يا يك اسكله مي‌باشند. به هر حال اين صخره‌ها هر چه كه باشند چندان محتمل به نظر نمي‌رسد كه دست طبيعت خود به خود سنگ‌ها، شن‌ها و صدف‌ها را اين طور منظم در كنار هم قرار داده باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: red&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;مثلث برمودا&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;مثلث برمودا، منطقه‌اي در آب‌هاي اقيانوس اطلس شمالي واقع شده است كه تاكنون شمار زيادي از هواپيماها و قايق‌ها در آن ناپديد شده‌اند. در طي سال‌هاي بسيار دلايل مختلفي براي اين ناپديد شدن‌هاي اسرارآميز ارائه شده كه از جمله آنها بدي آب و هوا، حمله فضايي‌ها، جابجا شدن زمان و برخي قوانين فيزيك بوده‌اند. هر چند كه در بسياري از گزارشات اين اتفاقات پر از اغراق بوده ولي حقيقت اين است افراد و اشياي بسياري در اين منطقه مثلث شكل ناپديد شده‌اند و هيچ دليل محكمي از آن در دست نمي‌باشد، اما نزديك به 15 سال است كه ديگر برمودا خبرساز نشده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;مهاجران رونوك&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;در سال 1584 سر والتر رالي به دستور ملكه اليزابت اول به ساحل شرقي آمريكاي شرقي رفت تا به وضع مهاجران انگليسي سامان دهد. بين سال‌هاي 1585 تا 1587 دو گروه از مهاجران در دو منطقه جاي گرفتند و تشكيل مستعمره دادند. يكي از اين گروه‌ها به جنگ با قبايل بومي آمريكا پرداخت و پس از مدتي از آنجا كه ديگر مواد غذايي و نيروي جنگيدن نداشتند دوباره به انگلستان بازگشتند. گروه دوم با بعضي از قبايل طرح دوستي ريختند ولي اين سياست هم نتيجه‌اي نداشت و بسياري از آنها كشته شدند. سرانجام اين مهاجران شخصي به نام «جان وايت» را مامور كردند تا به انگلستان برود و كمك بياورد. «وايت» به هنگام ترك&amp;nbsp;آنجا ديد كه نود مرد، هفده زن و يازده بچه در آن مستعمره زندگي مي‌كردند ولي وقتي در سال 1590 وايت دوباره به آمريكا برگشت هيچ اثري از آنها نبود، حتي اثري از دعوا و جنگ هم به چشم نمي‌خورد. اين گروه از مهاجران به نام «مستعمره گمشده» معروف شده‌اند و هنوز كسي از ساكنين آن خبري ندارد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: red&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;زمزمه تائوس&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;«زمزمه تائوس» يا «زمزمه طبيعت» در بسياري از نقاط دنيا شنيده مي‌شود. اين صدا اغلب در محيط‌هاي ساكت به گوش مي‌رسد و شبيه صداي موتوري است كه از فاصله دور مي‌آيد و بيشتر در ايالات متحده، انگلستان و كشورهاي شمال اروپا رخ مي‌دهد. هر چند كه تاكنون پژوهش‌هاي بسياري براي پيدا كردن منبع اين صدا و ضبط آن انجام شده ولي هنوز هيچ‌كس نتوانسته به نتيجه‌اي دست يابد.بلندترين زمزمه تاكنون در شهر كوچك «تائوس» در نيومكزيكو شنيده شده است. در سال 1997 كنگره آمريكا گروهي از دانشمندان انستيتوهاي علمي معتبر اين كشور را مامور تحقيق در اين زمينه كرد ولي تا به امروز هيچ‌كس علت اين صداي زوزه مانند را كشف نكرده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;كنت سن ژرمن&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;كنت سن ژرمن (به گفته برخي زمان مرگش 27 فوريه 1784 بود) نجيب‌زاده‌اي ماجراجو، مخترع، دانشمند آماتور، نوازنده ويلون، آهنگساز آماتور و بالاخره مردي اسرارآميز بود. او در زمينه علم كيمياگري هم مهارت‌هايي داشت و مردم او را «مرد شگفت‌انگيز» مي‌ناميدند. هيچ كس نفهميد او از كجا آمده بود وي بدون هيچ ردپايي هم ناپديد شد، اما پس از آن چندين سازمان پنهاني و اسرارآميز او را الگوي خود مي‌دانستند. در سال‌هاي اخير هم چندين نفر ادعا كرده‌اند كنت سن ژرمن هستند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: red&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;كتاب دست‌نويس وينيچ&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;كتاب وينيچ، كتابي دست‌نويس متعلق به قرون وسطي است كه مشخص نيست با چه خط و زباني نوشته شده است. بيش از صد سال است كه كارشناسان سعي در شكستن رمز اين خط داشته‌اند، تصاويري كه در ورق‌هاي باقيمانده از اين كتاب ديده مي‌شود نشان مي‌دهد كه كتاب در زمينه داروسازي و درمان بيماري‌ها مي‌باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;جك قاتل&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;در نيمه دوم سال 1888 لندن صحنه قتل‌هاي فجيعي بود كه در اكثر آنها زنان خياباني كشته و گلويشان بريده شده بود. نام «جك قاتل» از نامه‌اي گرفته شده بود كه قاتل به روزنامه‌هاي لندن فرستاد. پليس انگليس مظنونين بسياري را دستگير كرد ولي براي هيچ كدام از آنها نتوانست مدرك كافي جمع‌آوري كند و همه را آزاد كرد. هنوز هم كسي نمي‌داند جك قاتل چه كسي بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;دي . بي . كوپر&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;دي.بي.كوپر يا «دن كوپر» نام مستعاري است كه به يك هواپيماربا داده شده است. دن كوپر در تاريخ 24 نوامبر سال 1971 يك هواپيماي بويينگ 727 را ربود و پس از دريافت 200 هزار دلار در حالي كه هواپيما بر روي اقيانوس آرام پرواز مي‌كرد از آن پايين پريد. هيچ‌كس نمي‌داند كوپر از آن پرش جان سالم به در برد يا نه، ولي در سال 1980 يك پسر بچه هشت ساله 5800 دلار اسكناس بيست دلاري خيس را در ساحل رودخانه كلمبيا پيدا كرد كه شماره سريال آنها با شماره سريال پول‌هايي كه به كوپر داده شد، يكي بود. همين اتفاق باعث شد كه از آن پس در هواپيماها ردياب فلزي كار بگذارند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: red&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;ال چوپاكابرا&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;ال چوپاكابرا (مكنده خون بز) بيشتر در كشورهاي آمريكاي لاتين ديده شده است و احتمالا موجودي سنگين وزن با جثه‌اي كوچك‌تر از خرس مي‌باشد كه يك رديف فلس شبيه دايناسورها از پشت گردن تا محل درآمــدن دم روي بـدن خود دارد. اين نام لاتين به اين دليل بر روي آن گذاشته شده كه به گفته شاهدين اين موجود حيوانات به ويژه بز را مي‌كشد و خون آنها را مي‌مكد. مي‌گويند اين موجود صورتي شبيه سگ يا پلنگ، زبان دراز نوك تيز و دندان‌هاي نيش بزرگي دارد و بويي شبيه بوي گوگرد بر جاي مي‌گذارد و به هنگام خطر چشمانش قرمز رنگ شده و مي‌درخشند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;مرد بالدار&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;مرد بالدار نام موجودي عجيب است كه اوج رويت آن بين سال‌هاي 1966 و 1967 در ويرجينياي غربي بوده است در سال 2007 هم گزارش‌هايي مبني بر رويت آن موجود مي‌باشد. آنها كه مرد بالدار را ديده‌اند، مي‌گويند اين موجود سر ندارد! اما چشمان درشت و سرخي دارد كه روي سينه‌اش مي‌درخشند. افراد زيادي تاكنون خبر داده‌اند كه مرد بالدار را ديده‌اند ولي هيچ عكسي از آن در دست نمي‌باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;نورهاي مارفا&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;نورهاي مارفا، نورهايي غيرقابل توضيح هستند كه به نورهاي ارواح هم معروفند. اين انوار در مارفا واقع در ايالت تگزاس ديده مي‌شوند. مي‌گويند اين نورها به اندازه يك توپ بسكتبال هستند و در ارتفاع 5/1 الي 2 متري زمين شناور مي‌باشند. نورهاي مارفا به رنگ‌هاي سفيد، زرد، نارنجي يا قرمز و گاه سبز و آبي ديده شده‌اند و به سرعت در جهات مختلف حركت مي‌كنند. هنوز هيچ كس از فاصله كاملا نزديك آنها را نديده است ولي دانشمندان احتمال مي‌دهند اين نورها، برق حاصله از تپه‌هاي كوارتز همان نزديكي باشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: red&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;قاتل زودياك&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;قاتل زودياك در اواخر دهه 1960 به مدت ده ماه فعاليت ‌كرد و بعد ديگر هيچ خبري از او نشد در اين مدت او پنج نفر را كشت و دو نفر را زخمي كرد. اين دو نفر زخمي نيز به طرز معجزه‌آسايي از مرگ نجات يافتند در حالي كه قاتل فكر مي‌كرد آنها را كشته است. بعد از هر قتل، قاتل كه به زودياك معروف شده بود به پليس تلفن مي‌كرد و خبر قتل آنها را مي‌داد. او در نامه‌هاي خود به روزنامه‌ها مي‌نوشت: من دوست دارم مردم را بكشم. كشتن يك انسان خيلي لذت‌بخش‌تر از حيوانات است چون انسان خطرناك‌ترين حيوان روي زمين مي‌باشد... هنوز هم راز قاتل زودياك برملا نشده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: red&quot;&gt;مري سلست&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;كشتي مري سلست در سال 1860 در «نووا اسكوتيا» به آب انداخته&amp;nbsp;شد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;نام اوليه اين كشتي «آمازون» و طول آن 103 فوت بود و 280 تن وزن داشت. به مدت ده سال مري سلست پشت سر هم گرفتار حوادث متعددي شد و اين كشتي صاحبان مختلفي داشت تا اين‌كه سرانجام در يك حراجي در نيويورك به قيمت سه هزار دلار فروخته شد. صاحب جديد، تعميرات اساسي روي آن انجام داد و با نام جديد «مري سلست» آن را به آب انداخت. كاپيتان جديد بنجامين بريگز 37 ساله بود كه به همراه همسر و تنها دخترش و به اتفاق خدمه سوار كشتي شد و در نوامبر 1872 به سمت ايتاليا راه افتاد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&amp;nbsp;هيچ يك از سرنشينان كشتي هرگز دوباره ديده نشدند. مدتي بعد كشتي سرگردان در اقيانوس پيدا شدو هيچ اثري از خدمه‌اش در آن ديده نمي‌شد ولي هيچ‌كس در آن نبود و تمام مدارك به جز گزارشات روزانه كاپيتان ناپديد شده بود. اوايل سال 1873 دو قايق نجات در اسپانيا به ساحل&amp;nbsp;&amp;nbsp; نشستند. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;در يكي از آنها جسد يك نفر به همراه پرچم آمريكا بود و در ديگري جسد پنج نفر ديده مي‌شد. برخي معتقدند اين اجساد بقاياي سرنشينان مري سلست بودند ولي حقيقت اين است كه هويت اين اجساد هيچ وقت كشف نشد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: red&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;پا گنده&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;بيگ فوت يا ساسكواچ به انساني ميمون مانند گفته مي‌شود كه در نواحي جنگلي شمال غربي اقيانوس آرام و بخشي از بريتيش كلمبيا ديده شده است. برخي كارشناسان بيگ فوت را موجودي تخيلي و برگرفته از افسانه‌ها مي‌دانند ولي برخي ديگر به شدت از وجود آن حمايت مي‌كنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 May 2008 11:44:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=527955</comments>
 <dc:creator>محمد رضا آقابيگي</dc:creator>
<guid>http://mra.ParsiBlog.com/527955.htm</guid>
</item>

<item>
<title>كاشف ويتامين</title>
<link>http://mra.ParsiBlog.com/527925.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT size=2&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;كودكي پرماجرا&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;فردريك گولاندهاپكينز در 20 ژوئن 1861 در ايست‌پورن انگليس در خانواده‌اي متوسط ديده به جهان گشود، پدرش برادرزاده «جرارد مانلي هاپكينز» يكي از شعراي معروف انگليس بود. فردريك هيچ وقت طعم محبت پدر را نچشيد زيرا وقتي كه نوزاد بود، پدرش را از دست داد.مادرش نيز فقط به فكر خودش بود و تنها تا ده سالگي مسئوليت نگهداري فردريك را به عهده گرفت، سپس او را به يك مدرسه شبانه‌روزي سپرد. فردريك هميشه با ميكروسكوپي كه از پدرش به يادگار مانده بود به تماشاي اجسام ريز مي‌پرداخت. او به ادبيات نيز علاقه‌مند بود و گاهي اشعار كوتاهي هم مي‌سرود.&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.ksabz.net/uploads/majale/202/m-202-3-6.jpg&quot; align=right border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;ورود به عرصه علم&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;در سال 1871 مادرش او را ترك كرد و به آنفيلد در ليورپول رفت و فردريك به مدرسه‌اي در لندن انتقال يافت. او عليرغم اين‌كه از مهر خانواده محروم شده بود اما در مدرسه بهترين نمرات را كسب مي‌‌كرد، وقتي دوران دبيرستانش به پايان رسيد، تصميم گرفت وارد دنياي علم شيمي شود. 17 ساله بود كه ديپلم گرفت و با نوشتن يك مقاله در زمينه زندگي حشرات برنده جايزه انجمن ملوم لندن شد.او براي گذران زندگي در بانك سلطنتي لندن به استخدام درآمد تا بتواند از عهده هزينه تحصيل خود برآيد. از اين رو فردريك وارد دانشگاه لندن شد و به تحصيل در رشته شيمي پرداخت و به تجزيه و تحليل سموم در بدن پرداخت.22 ساله بود كه فارغ‌التحصيل شده، سپس وارد دانشگاه پزشكي شد، او در آزمايشگاه به تحقيق در زمينه علم شيمي پرداخت. در سن 28 سالگي مدال طلا در رشته شيمي از دانشگاه پزشكي لندن را دريافت كرد و مدرك كارشناسي‌اش را در زمينه سم‌شناسي و فيزيولوژي به دست آورد.همان زمان در دانشگاه با «جسي آ استيوز» دانشجوي رشته پزشكي آشنا شد و در سن 36 سالگي با او ازدواج كرد. ثمره اين ازدواج دو فرزند دختر بود. بعدها جاكيتا دختر بزرگش با نويسنده معروف انگليسي «جي بي‌ پريستلي» ازدواج كرد.در سال 1898 با ارائه يك سخنراني در دانشگاه كمبريج مورد توجه همه اساتيد علم شيمي قرار گرفت و عضو انجمن هيئت مديره اين دانشگاه شد و به كرسي استادي دست يافت. فردريك عليرغم موفقيت‌هاي چشمگيرش در عرصه علم و دانش هميشه از لحاظ محبت والدين احساس خلاء مي‌كرد.يك بار تصميم گرفت به همراه همسر و دو فرزندش به ديدار مادرش برود. مادر او ازدواج كرده بود و فردريك را به طور كلي از ياد برده بود، برخورد مادر با او و خانواده‌اش بسيار سرد بود، تا جايي كه فردريك از اين‌كه به ديدار مادرش رفته، احساس پشيماني مي‌كرد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: #ff0000&quot;&gt;كشف ويتامين‌ها&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;فردريك در آزمايشگاه، مخلوطي از انواع هيدرات‌هاي كربن، چربي‌ها، پروتئين‌ها و نمك‌ها را كه براي بدن لازم است به يك گروه موش خوراند. چند هفته بعد مشاهده كرد كه موش‌ها همگي مرده‌اند ولي گروه ديگر موش‌ها كه در همان مدت همان مخلوط غذايي را همراه با مقدار كمي شير خورده بودند، زنده ماندند. او نتيجه گرفت كه شير موادي دارد كه براي زنده ماندن و رشد موش‌ها لازم است اما امروزه مي‌دانيم اين مواد ضروري، ويتامين‌ها هستند.در آن دوران دوست بسيار صميمي فردريك «دكتر كريستين ايجكمان» بود كه در زمينه بيماري‌ها تحقيق مي‌كرد، او ثابت كرده بود كه بيماري «بري بري» در نتيجه كمبود تغذيه ايجاد مي‌شود. اين امر راه را براي كشف ويتامين‌ها و مواد ويتامين‌دار مسئول بيماري بري‌بري يعني «تيامين» هموار كرد. به اين ترتيب ايجكمان به ياري فردريك برنده جايزه نوبل پزشكي در سال 1929 شد. لذا علم جديد تغذيه به سرعت گسترش يافت و اولين تحقيقات و نظريه‌ها در مورد ويتامين‌ها در همان سال‌ها به وسيله فردريك انجام شد و او به خاطر همين تحقيق، جايزه انجمن سلطنتي لندن را دريافت و به لقب «سر فردريك هاپكينز» نائل آمد.فردريك، فردي بسيار پركار بود و به هيچ وجه از كار كردن و تحقيق در آزمايشگاه و مطالعه خسته نمي‌شد. او در طول شبانه‌روز فقط 3 ساعت مي‌خوابيد و بقيه اوقات خود را صرف كسب علم و ارائه مقالات پزشكي و شيمي مي‌كرد. فردريك بسيار خانواده‌دوست بود و هميشه مي‌خواست فرزندانش در كنار او باشند.فردريك هاپكينز در 16 مي‌ 1947 در حالي كه مشغول تحقيقات در آزمايشگاه دانشكاه كمبريج بود به دليل سكته قلبي در سن 86 سالگي چشم از جهان فرو بست، بعدها مجسمه يادبود وي را در كمبريج بنا كردند تا نسلهاي آينده اين دانشمند برجسته را كه گام بزرگي در علوم تغذيه گذاشت به فراموشي نسپارند&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;منبع:ksbaz&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 May 2008 11:33:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=527925</comments>
 <dc:creator>محمد رضا آقابيگي</dc:creator>
<guid>http://mra.ParsiBlog.com/527925.htm</guid>
</item>

<item>
<title>تاريخي ترين شهر اسپانيا</title>
<link>http://mra.ParsiBlog.com/527910.htm</link>
<description>&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;SPAN style=&quot;LETTER-SPACING: -0.4pt&quot;&gt;قدمت شهر بارسلون به قرن اول ميلادي بازمي‌گردد كه توسط اقوام كارتاژ پايه‌گذاري شد و در دوران فتح اندلس، اين شهر نيز شاهد لشگركشي‌هاي مسلمانان بود. مسلمانان اين شهر را «برشلونه» يا «برشنونه» مي‌‌ناميدند كه برگرفته از نام لاتين «بارسينونا» بود. در آن دوران اين شهر به خاطر فراواني گندم، حبوبات و عسل معروف بود و از سواحل آن مرواريد به دست مي‌‌آمد به همين دليل محل تاخت و تاز يونانيان بوده و در قرون وسطي نام «بارسلونا» را يونانيان بر اين محل گذاشتند.&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 206px; HEIGHT: 172px&quot; height=172 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.ksabz.net/uploads/majale/202/m-202-3-31.jpg&quot; width=206 align=left border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt; 
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;LETTER-SPACING: -0.4pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;شهر بارسلون هم‌اكنون نيز يكي از غني‌ترين شهرهاي اسپانيا از لحاظ فرهنگي و مراكز مهم بازرگاني و صنعتي است... اين شهر بندري مركز استان بارسلون و ناحيه خودمختار كاتالونيا و پس از مادريد، مهمترين شهر اسپانياست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;جغرافياي بارسا&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;LETTER-SPACING: -0.4pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;اين شهر در شمال‌شرقي اسپانيا در نزديكي فرانسه و از شهرهاي قديمي شبه‌جزيره ايبري در سواحل درياي مديترانه واقع شده و از سه قسمت جديد، كهنه و حومه شهر تشكيل شده است.اين شهر سيزده كيلومتر سواحل زيبا دارد و يكي از بهترين مكان‌هاي گردشگري براي اروپاييان است. جلگه وسيعي به پهناي حدود پنج كيلومتر توسط رشته‌كوه‌هاي «كالسرولا» محدود شده و سبب حاصلخيزي اين منطقه مي‌‌باشد.جمعيت اين شهر حدود يك ميليون و ششصد هزار نفر است و يكي از شهرهاي پرجمعيت اسپانيا مي‌‌باشد. بارسلونا داراي آب‌وهواي مديترانه‌اي است، با زمستان‌هاي معتدل و مرطوب و تابستان‌هاي گرم و خشك.سردترين ماه‌هاي سال، ژانويه و فوريه است كه دما به ده درجه بالاي صفر مي‌‌رسد. در اين شهر به ندرت برف مي‌‌بارد اما باران‌هاي فراوان در شش ماهه دوم سال هواي شهر را مرطوب و دلپذير مي‌كند. گرم‌ترين ماه‌هاي سال نيز جولاي و آگوست با 30 تا 38 درجه بالاي صفر است.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;مكان‌هاي ديدني&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;LETTER-SPACING: -0.4pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;بارسلون داراي دوازده پارك تاريخي و داراي آثار باستاني است. همچنين سواحل زيباي بارسلون محلي براي تفريح اروپاييان است. بارسلون چندين آسمانخراش دارد كه بلندترين آن «هتل هنر» است و 154 متر بلندي دارد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;LETTER-SPACING: -0.4pt&quot;&gt;اين شهر به تنهايي سه محوطه ميراث فرهنگي كشور اسپانيا را در خود جاي داده است. هفت بنا از آثار معمار مشهور «آنتونيو گاودي»، بيمارستان «دو سنت پو» كه به دليل معماري منحصربه‌فردش در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شده و صخره‌نگاري‌‌هاي ماقبل تاريخ در حاشيه مديترانه.مشهورترين موزه شهر بارسلون، موزه پيكاسو است كه نزديك به 3500 اثر اين نقاش قرن بيستم را در خود جاي داده است. موزه خوان ميرو و موزه دريايي بارسلون از ديگر موزه‌هاي مشهور اين شهر هستند. نكته ديگر اين‌كه بارسلون يكي از قديمي‌ترين و اولين دانشگاه‌هاي اروپ&lt;SPAN style=&quot;LETTER-SPACING: -0.4pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 142px; HEIGHT: 191px&quot; height=191 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.ksabz.net/uploads/majale/202/m-202-3-32.jpg&quot; width=142 align=left border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;ا را در خود جاي داده كه قدمت آن به سال 1450 ميلادي بازمي‌گردد.باشگاه فوتبال بارسلونا با نام &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;LETTER-SPACING: -0.4pt&quot;&gt;FC&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;LETTER-SPACING: -0.4pt&quot;&gt; بارسلونا و مجموعه المپيك بارسلون نيز موردتوجه ورزش‌دوستان سراسر جهان است تا جايي كه المپيك سال 1992 در اين كشور برگزار شد.طبق قراردادي شهر بارسلون در 24 دي 1378 خواهرخوانده اصفهان شناخته شد و همچنين مقرر شد اين دو شهر در زمينه‌هاي مختلف فرهنگي، ورزشي و تجاري با يكديگر همكاري ‌كنند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;STRONG style=&quot;COLOR: #ff6600&quot;&gt;حمل و نقل&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;LETTER-SPACING: -0.4pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;شهر بارسلون داراي مجهزترين قطارهاي سريع‌السير و شبكه گسترده قطار زيرزميني است. فرودگاه بين‌المللي بارسلون از اعتبار خاص جهاني برخوردار است.در واقع از زمان بازي‌هاي المپيك 1992 كه در آنجا برگزار شد، اين شهر از نظر فرهنگي، اقتصادي و تكنولوژي تغييرات چشمگيري داشته است. حتي اين شهر نمونه موفق مناسب‌سازي محيط براي معلولين است و امكانات حمل‌ونقل عمومي شهري براي معلولين هم وجود دارد.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;SPAN style=&quot;LETTER-SPACING: -0.4pt&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;جاده‌ها و بزرگراه‌هاي بارسلون از استاندارد جهاني برخوردار است و همچنين دو راه‌ اصلي يكي بر حاشيه كوه و ديگري در كنار ساحل دارد و انواع اتوبوس‌هاي شهري و بين‌شهري در اين جاده‌ها در رفت‌وآمد هستند.به طور كلي شهر بارسلون به دليل آب‌وهوا و فرهنگ و صنعت و بازرگاني خواهرخوانده شهرهاي مختلف جهان از جمله ريودوژانيرو (برزيل)، بوسان (كره جنوبي)، هاوانا (كوبا)، استانبول (تركيه)، دوبلين (ايرلند)، اصفهان، دبي (امارات)، آتن (يونان)، سائوپائولو (برزيل) و سن‌پترزبورگ (روسيه) ‌است.اما نكته ديگري كه بايد به آن اشاره داشت، موقعيت سياسي اين شهر است. بارسلونا مركز ايالت كاتالونياي اسپانياست و از سال‌ها قبل اين ايالت سعي در خودمختاري داشت اما دولتمردان اسپانيا با اين امر مخالف هستند. طي اين سال‌ها بارها آشوب‌هاي خياباني در اين منطقه اتفاق افتاد. همچنين مردمان اين شهر خود را جدا از اسپانيا مي‌‌دانند و تفكرشان اين است كه كشوري جدا هستند. شايد به همين خاطر ديدارهاي رئال‌مادريد و بارسلونا به جز جذابيت‌هاي ورزشي، محل جنگ سياسي بين مردمان بارسلونا و دولتمردان اسپانياست.&lt;/SPAN&gt; 
&lt;DIV&gt;&amp;nbsp;&lt;/DIV&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 May 2008 11:32:00 GMT</pubDate>
<comments>http://comment.parsiblog.com/Comments.aspx?NoteID=527910</comments>
 <dc:creator>محمد رضا آقابيگي</dc:creator>
<guid>http://mra.ParsiBlog.com/527910.htm</guid>
</item>

</channel>
</rss>  

