سفارش تبلیغ
صبا
مرداد 85 - پایگاه اطلاع رسانی محمد رضا آقابیگی
 RSS  :: خانه :: ارتباط با من :: پروفایل :: پارسی بلاگ
جستجو:
هر کس را سر انجامى است ، شیرین و یا تلخکامى است . [نهج البلاغه]
  • تعداد بازدیدهای وبلاگ
  • - کل بازدیدها: 206373 بازدید
    - امروز: 8 بازدید
    - دیروز: 82 بازدید

  • درباره من
  • مرداد 85 - پایگاه اطلاع رسانی محمد رضا آقابیگی

  • لوگوی وبلاگ
  • مرداد 85 - پایگاه اطلاع رسانی محمد رضا آقابیگی

  • دوستان من
  • (( همیشه با تو ))
    مبادا روی لاله ها پا گذاریم
    هو اللطیف
    خانه متروک
    همسفرمهتاب
    .: شهر عشق :.
    سروهای سرافراز
    بانک مقاله
    آدمک ها
    شاهراه اندیشه آرمان(بازگشتی دوباره)
    به نام وجود باوجودی که وجودبی وجودم
    عشق الهی: نگاه به دین با عینک عشق و عاشقی
    امٌل
    از قرآن بپرس Ask quran
    نگاه مشرقی
    دوستان همدم
    عروج
    دربدران
    سکوت عشق
    ذخیره خدا
    آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
    مذهب عشق
    مذهبی
    عدل الهی Divine Justice
    پرتگاه
    ناگفته های آبجی کوچیکه
    عاشق دلباخته
    وبلاگ رسمی کتایون
    پیام محبت
    شناخت اراء و افکار ضالّه
    همسفر عشق
    شمیم یار...
    نافذ
    فصل سکوت
    من گذشته من
    گل نرگس Narcissus
    طلسم شدگان

    مـن او
    چاپی دوم
    خانه اطلاعات
    به وسعت دنیا
    به وسعت دنیا
    خاطرات یک زندگی
    یه دل خسته
    یک کلام حرف خودمونی
    .:(( به یاد رضا )):.
    دختـــــر غربتـــی
    دنیای واقعی
    اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
    از یک روحانی
    دختر ی با کو له‏با ر ی ا ز ا مید
    عاشقانه های گودزیلا
    بی سرزمین تر از باد
    یه پرستویی که قلبش شکسته
    خلوت تنهایی
    زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
    ساقیا قدحی ریز که ما باده پرستیم
    ::. یاغی ترین .::
    وبلاگ ایران اسلام
    دوست عزیز سلام
    داستان و راه های توحید جویان بزرگ
    تا.............شقایق
    او برای دم هر ثانیه ام رحمتی بود عظیم!
    گل ارکیده
    زیر درخت گل
    خدای که به ما لبخند میزند
    باسیدعلی‏تافتح‏قدس‏ومکه
    باورم کن
    کوچولوها
    مانا
    کوثر
    چهاردیواری
    توهم یک عشق.......
    چاه
    بانک اس ام اس و جوک
    سیب
    سایت تخصصی گوشی موبایل
    عطش
    کلبه احزان
    سایت ویژه
    یک جالب برای دیدن فلش
    ایمل ریاست کانون رشد (سیروس دولت پور)
    باشگاه اندیشه
    سایت خبری
    سایت تکچین
    سایت مخ زن
    آموزش زبان انگلیسی
    سایت سیامک انصاری (کیانوش)
    سایت شبهای برره بید جیگر
    موزیک
    آموزش رایانه و مهارت icdl به زبان فارسی
    دایره المعارف فارسی آدرسهای اینترنت
    سایت زن روز (ویژه خانم ها - مد لباس )
    محاسبه طول عمر (به روش کاملا پزشکی )
    کاریکاتور بازیگران سینمای ایران
    سایت مهران مدیری
    شقایق دهقان (گل یاسمن بانو)
    سایت مناجات
    وبلاگ رییس جمهور (آقای محمود احمدی نژاد)
    پیوند به سایتهای دولتی
    سایت عمو پورنگ
    دوربین نت (آرشیو عکس)
    کسب در آمد و جوک و sms
    سایت کانون فرهنگی و تربیتی رشد
    لحظه‏ی دیدار
    بازار شپش فروشها
    خدا بود و دیگر هیچ نبود...!!!
    برای تو
    چرا و چگونه...؟؟؟
    کویر خیال
    سکوت
    :.: : نماز،یک هدیه الهی :.: :
    تا شکوفه ی عشق

    اینک از حال به آینده پلی باید زد.......
    وبلاگ تفریحی Fashens
    چشم انداری بر ژاپن
    من نگاشت
    سایت پاسخگو (سئوالات شرعی )
    حنانه خواهر سیب
    مخمل
    افتاب حقیقت
    هنرهای رزمی
    وبلاگ کانون رشد ناحیه 3 کرج

  • دوستان من لوگوی
































  • اشتراک
  •  

  • اوقات شرعی

  • فهرست موضوعی یادداشت ها
  • اجتماعی[109] . سیاسی[6] .

  • آرشیو مطالب
  • بهمن 84
    اسفند 84
    فروردین 85
    اردیبهشت 85
    خرداد 85
    تیر 85
    مرداد 85
    شهریور 85
    مهر 85
    آبان 85
    آذر 85
    دی 85
    بهمن 85
    اسفند 85
    فروردین 86
    اردیبهشت 86
    خرداد 86
    تیر 86
    مرداد 86
    شهریور 86
    مهر 86
    آبان 86
    آذر 86
    دی 86
    فروردین87
    خرداد87
    شهریور 87
    دی 78
    فروردین 88
    آبان 88
    خرداد89
    دی89
    خرداد 02

  • موسیقی وبلاگ

  • وضعیت من در یاهو
  • یــــاهـو

    ? تجزیه و کوچکی ما، اتحادیه و بزرگی دشمنان
  • محمد رضا آقابیگی پنج شنبه 85/5/19 ساعت 10:45 صبح
  •                                  تجزیه و کوچکی ما، اتحادیه و بزرگی دشمنان                                                             
        
        
        
        وقتی که آتش ویرانگر جنگ جهانی دوم برافروخته ازدولتهای به اصطلاح متمدن غرب خاموش شد و انسان بر کره خاکی اندکی در خود فرو رفت که این همه کشتن همنوع و تخریب آشیانه‌ها و سوزاندن انسانها دستاورد چه فرهنگ و چه باوری است که اینگونه انسان را در آتش خودساخته خود می‌سوزاند و هرگز گریزی از آن ندارد، سران 14 کشور غربی بعد از انحلال جامعه ملل که در حد فاصل جنگ‌های اول و دوم جهانی تشکیل شده بود اولین گام را برای تشکیل سازمان ملل متحد در ژوئن 1941 به پیش داری رییس‌جمهور وقت آمریکا (فرانکلین روزولت) و نخست‌وزیر وقت انگلیس (ونیستون چرچیل) برداشتند و سرانجام در 24 اکتبر 1945 منشور ملل متحد به تصویب رسید ویک سازمان جهانی برای حفظ صلح در دنیا و اجتناب از جنگ و استبداد تشکیل شد، اما درک غربیها از منافع مشترکشان به همین سازمان کلی و جهانی بسنده نشد و آنها به دنبال سازمان‌های جهانی دیگری رفتند که حداکثر کشورهایشان در آن عضو داشته باشند و د ر زمینه‌ نظامی، اقتصادی و اجتماعی از فرهنگ و کیان آنها حمایت کنند. ابتدا در سال 1945 به سراغ سازمان نظامی رفتند و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (NATO) را تشکیل دادند و در طول این مدت کشورهای آمریکا ، انگلیس، فرانسه، کانادا، بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، ایتالیا، دانمارک، نروژ، ایسلند، پرتغال، ترکیه، یونان، آلمان، اسپانیا، چک ، لهستان و مجارستان اعضای این سازمان نظامی غربی هستند.
        این سازمان سه رکن اصلی دبیرخانه، شورای عالی و مرکز نظامی دارد. بعضی از اعضا نقش فرماندهی و بقیه اعضا نقش همکار و سرباز را دارند. اما غربیها علاوه بر این سازمان نظامی به یک سازمان اقتصادی و اجتماعی نیز روی آوردند و اتحادیه اروپا (EU) را سرانجام به سال 1993 تشکیل دادند که اکنون اکثر کشورهای اروپایی بالغ بر پانصد میلیون جمعیت عضو این سازمان بزرگ اقتصادی و اجتماعی هستند و تمام سازمان‌های مشابه و مشترک اروپایی مانند جامعه اقتصادی اروپا (بازار مشترک اروپا) و ... در اتحادیه اروپا ادغام شدند و سرانجام پول یورو و مجلس واحد و ... تشکیل دادند. حال وضعیت ما مسلمانان را مطالعه کنید که نه سازمان نظامی واحدی داریم و نه سازمان اقتصادی و اجتماعی واحد، تا از مشترکاتمان بر کره خاکی دفاع کنیم تا منافع مسلمانان برای توحید و عبودیت خدای بزرگ تامین شود. نظم عمومی جامعه مسلمانان رنگ می‌بازد و تمام اقوام از ترک، کرد، عرب و فارس در این استحاله جهانی محو می‌شوند و فرهنگ متناسب با نظم عمومی جامعه غربیها بر جوامع آنان مستولی می‌شود.
        در حالیکه غربیها با سازمان نظامی خود قدرت و هویت جدید اروپایی را تقویت می‌کنند، مسلمانان با داشتن خدای واحد، کتاب واحد، رسول واحد ومعبد واحد هیچ سازمان دفاعی ندارند تا از هویت اسلامی کهن خود دفاع کنند.در حالیکه غربیها با سازمان اقتصادی و اجتماعی خود تمام کشورهای عضو خود را مورد حمایت قرار می دهند و عدالت اجتماعی را با تاسیس‌های حقوقی و اجتماعی خود، بین طبقه غنی و ضعیف جامعه‌شان برقرار می‌‌سازند و شهروندان ضعیف غربی از حداقل حقوق شهروندی بهره‌مند می‌شوند، کشورها و اقوام اسلامی با توطئه غربیها به جان هم می افتند و نه تنها فرصت سوزی بلکه امکانات‌سوزی خود را به نفع دشمنان انجام می‌دهند و بدون آنکه بدانند چرا وچگونه این طور شده است و این وضع پیش آمده است به روح عصبیت و حمیت ادامه می دهند و در اثر نزاع و اختلاف مردم، مسلمانان رنجور و ضعیف در آتش فقر اقتصادی و اجتماعی می‌سوزند و خرابه‌ها پشت خرابه‌ها زیاد می‌شود و روستاها متروک و خراب می‌شوند و شهرهای بی‌قواره با دو قطب غنی و فقیر شکل پیدا می‌کنند. فقر و فحشا از درون، جامعه اسلامی را می‌پوساند ونهادهای اجتماعی بیش از آنکه سازمانی درخدمت مردم محروم و جوابگوی نیازهای حداقل محرومان باشند با تکبر و تفاخر، نیازمندان را در صفهای طویل به حقارت می‌کشانند و چهره کریه شهروندی را در جامعه اسلامی ترسیم می‌کنند. کشورهای اسلامی به توطئه غربیها حمله و تجزیه و کوچک می‌شوند ولی کشورهای غربی با حفظ بافت‌های قومی خود اتحادیه تشکیل می‌دهند.کشورها و اقوام اسلامی به جنگ با یکدیگر می‌پردازند ولی کشو‌ر‌ها و اقوام متعدد غربی برای امنیت واحد و مشترکشان سازمان نظامی مستقلی تشکیل می‌دهند.
        کشورهای اسلامی بدون آنکه بدانند، با فروش معادن و با به اختیار گذاشتن منابع خود به بیگانگان علیه جامعه مسلمانان اقدام می‌کنند ولی اتحادیه غربیها با در نظر گرفتن مصالح سیاسی و اجتماعی دست به تجارت یا اقدام به تحریم تجاری علیه کشورهای مسلمان می‌کنند.
        این وقایع تلخ تاریخ معاصر است که نتیجه نهایی آن فرقه‌سازی در جامعه اسلامی و اتحادیه‌سازی در جامعه غربی است .غربی‌ها در کشور‌های اسلامی با دشمن صهیونیست یا به بهانه‌های مختلف قومی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی آتش نزاع را می‌افروزانند در حالی که خود با تشکیل اتحادیه و سازمان‌های مناسب، روز به روز به پیش می‌روند.
         کشور‌های اسلامی با نزاعهای فرقه‌ای و مذهبی و سیاسی و اقتصادی سیر قهقرائی دارند این درحالی است که بنا به فرمان رسول الهی رحمت و شفقت، نظم و نظافت دو نشانه مومن و جامعه مومنین است ،کجاست آن فرامین نورانی الهی؟ و کجاست وضعیت مناسب اجتماعی و اقتصادی جامعه مسلمانان؟!جای بسی تاسف و تاثر است که کشورها و شهرهای اسلام در آتش نزاع قومی و مذهبی یا کینه صهیونیست می‌سوزند ولی شهرها و کشور‌های غربی روز به روز آبادتر می‌شوند. اندکی تامل کنیم ،توطئه‌ها را بشناسیم، منافع جمعی اسلام را درک کنیم و ببینیم که چگونه جهان غرب متحد شده است .اگر همه مسلمانان و همه اقوام با هم متحد شوند راهی طولانی برای ساختن در پیش داریم تا چه رسد به اینکه با نزاع و تجزیه به سوی کوچکی و انحطاط برویم.


    نظرات دیگران ( )

    ? دعا ، یعنی نور
  • محمد رضا آقابیگی یکشنبه 85/5/8 ساعت 12:45 عصر
  • دعا ، یعنی نور


        
        
        (دعا نور است و نور حالتی یکتا و یگانه دارد. هر گاه بتوانی کلام خود را به طریقی یکتا نورانی کنی، کلام تو دعا می‌شود و این نمی‌شود مگر آن که کلام از سرچشمه نور که ذات الهی است مدد یابد)
        از دیدگاه باطنی، دعای حقیقی با اصل (دعا، نور است) برابری می‌کند. در قرآن‌کریم نیز آمده است: (خداوند نور آسمان‌ها و زمین است.) از آنجا که نور حالتی یکتا و یگانه دارد، هرگاه بخواهیم کلام خود را به دعا تبدیل کنیم، می‌بایست آن را از نظر ارتعاشی، سرعتی و سطح فرکانس، به نور نزدیک نماییم که درآن صورت خود در معرض بارش‌های نور الهی واقع شده و موفق به تجربه‌ حضور زنده خداوند خواهیم شد.
        از آنجا که حضور فیزیکی انسان در این جهان وابسته به سطح نوسانات و ارتعاشات انرژیک اوست، برای تداوم حیات می‌بایست ارتعاشات روح او که از طریق ذهن و مغز جاری می‌شوند، با ارتعاشات جهان مادی هم‌فرکانس بوده تا تداوم حضور جسمانی او میسر گردد. از طرفی با کاهش ارتعاشات لطیف الکترو‌مغناطیسی روح و تنزل به سطوح غلیظ‌تر از میزان انرژی باطنی و هماهنگی ذهن انسان با ذهن کیهانی کاسته شده، حساسیت گیرنده‌های فراحسی او به شدت تقلیل یافته و بعضا امکان برقراری ارتباط با خداوند در او تضعیف می‌شود. در نتیجه امکان دعا و فرستادن خواسته به نواحی روح خلاقه و تحقق آن نیز با کندی و عدم موفقیت مواجه می‌شود. اما آیا امکان تبدیل کلام (صوت) به نور وجود دارد؟
        امواج صوتی (امواج مکانیکی) و امواج الکترومغناطیسی (امواج نوری) هر دو دارای ماهیتی انرژیایی و منتشر شونده هستند و انرژی‌ها (درعلم فیزیک) قابلیت تبدیل شدن به یکدیگر را دارند. بنابراین می‌توان امواج صوتی را به نور و بالعکس تبدیل نمود. هر چند که پس از این تبدیل، هر یک کیفیت‌های متفاوت از هم داشته باشند.
        در حالت دیگر می‌توان با افزایش دامنه یا نوسانات صوتی، دامنه برد آن‌ها را افزایش داده تا در فواصل دورتری انتشار یابند، مانند امواج رادیویی اف.ام. برای این منظور، اصطلاحا امواج صوتی و اطلاعات آن را بر امواج الکترومغناطیسی (نوری) سوار کرده و منتشر می‌سازند. قرینه این نوع ارسال در دعا را می‌توان به توسل جستن یا حلقه زدن به افراد مستجاب‌الدعوه -کسانی که از قدرت کلام بالایی برخوردارند و می توانند کلام خود را به کلام نورانی تبدیل کنند و هر خواسته‌ای را محقق سازند - تشبیه نمود. در این روند، شخص دعا کننده از طریق واسطه‌ها، صدای خود را به گوش خداوند می‌رساند.)1(
        در صورت اول، شخص از خیرگی و تسلیم بالایی برخوردار و مقاومت او بسیار ناچیز است. و در صورت دوم، مقاومت‌ها و آشفتگی‌های ذهنی شخص دعا کننده هنوز به حداقل مطلوب خود نرسیده است. ذکر،دعا، نذر و قربانی از ابزار باطنی انسان برای کاهش مقاومت‌ها و افزایش و هماهنگی در ارتباط الهی به شمار می‌روند.
        با استمرار در تکرار (و ذکر) نام‌های راهگشای خداوند، ارتعاشات ذهنی - روحی شخص تغییر یافته و با ارتعاشات و اراده الهی هماهنگ‌تر شده و باعث جذب رحمت و فیض الهی می‌شود. در نذر و قربانی، و به خصوص در قربانی، از میزان مقاومت‌های منفی و زنگارهای روحی مانند انواع خواسته‌های نفسانی و منیت‌ها کاسته می‌شود و از این طریق شخص به مرز تسلیم نزدیک‌تر می‌گردد.
        هر چه او به مرز تسلیم نزدیک‌تر و در آن استقرار بیشتری یابد، به قابلیت و امکان تبدیل کلام وی به نور افزوده می‌شود.
        تسلیم، شاه کلید اصلی در دعا و تبدیل کننده صوت به نور است که همانند نقطه مقاومت صفر در قوانین فیزیکی عمل می‌کند و قادر است تا شخص دعا کننده را به یک هادی ابررسانا مبدل سازد و باعث القای جریانات نور و صوت الهی به اوگردد. دعا زبان بی‌‌مرز و بی‌ترجمان روح است و در تمام اعصار، یکی از بنیاد‌ی‌ترین و مستقیم‌ترین راه‌های تماس با خداوند بوده و هست. دعا بی‌مرز است زیرا ما در اقیانوسی از ارتعاشات به هم تنیده انرژی زندگی می‌کنیم و ارتباط ما با کل هستی ارتباطی یکپارچه و پیوسته است و از این‌رو حوزه عملکرد آن حتی در ورای جغرافیای کیهانی است و توسط فضا، زمان و مکان محدود نمی‌شود.
        دعا بی‌‌نیاز از ترجمان است زیرا مخاطب آن بی‌‌نیاز از هر ساختار زبانی و فرهنگی است و از این لحاظ بهترین و کار‌آمدترین کلید گشودن درهای روح ما به سوی خداوند است.
         فقط کافی است بیاموزیم، یا دقیق‌تر بگوییم به خاطر بیاوریم که چگونه با <یکی> و نیروی <یکی> که منبع انرژی لایزال و ابدی تمام کائنات مشهود و غیر مشهود است، ارتباط بگیریم.
        
        و بدانیم که:
        دعا دعوت مستقیم خداوند است. هنر گشودن دریچه‌ای به روی سرچشمه نور است. دعا، هنر گفتگو با خداست. هنر ارتباط با روح خلاق هستی است. هر چه این گفتگو و این ارتباط زنده‌تر باشد، به همان میزان با حضور زنده خداوند که حوزه همه امکانات است بهتر می‌توان ارتباط برقرار کرد. در چنین فراخوانی و ارتباطی است که خداوند پاسخگو و اجابت کننده دعاها‌یمان خواهد بود، و در چنین شرایطی است که می‌توانیم هماهنگی لازم برای اعلام خواسته‌ای معلوم را بیابیم.
        پی‌نوشت:
        -1 لازم می‌دانیم از آقای شهاب مقدم برای توضیحات علمی ایشان برای مفاهیم فیزیک و تبدیل صوت به نور تشکر کنیم.

    نظرات دیگران ( )

    ? جراحی روح
  • محمد رضا آقابیگی یکشنبه 85/5/8 ساعت 12:40 عصر
  • جراحی روح


        
        آیا می‌دانید جراحی روحی چیست؟ و از خود پرسیده‌اید که این دیگر چه نوع از جراحی است. جراحی روحی عملی است که بدون استفاده از ابزار و وسایل جراحی، بیمارستان و داروی بیهوشی انجام می‌شود. جراح دستان برهنه‌اش را بر روی بدن بیمار می‌گذارد، انگشتانش را در گوشت بیمار فرو می‌برد و تغییرات لازم را به وجود می‌آورد، سپس بافتی که دچار بیماری شده را از بدن خارج می‌کند. وقتی کار تمام شد زخم تنها با عبور دست جراح از روی آن کاملا بسته می‌شود و شکاف کوچکی باقی می‌ماند و یا اصلا اثری باقی نمی‌گذارد. این عمل کاملا بدون درد است و کل عمل فقط چند دقیقه طول می‌کشد.
        کاربرد وسیع این نوع جراحی در فیلیپین و برزیل است، جایی که جراحان روحی بسیاری زندگی می‌کنند و از محبوبیت زیادی برخوردارند. بسیاری از مردم در این کشورها با این روش جراحی درمان شده‌اند.
        جالب است بدانید که تعداد کمی از این جراحان درس خوانده‌اند و هیچ‌یک از آنها چیزی درباره طب نمی‌دانند یا حتی خود نمی‌فهمند که چه می‌کنند و چگونه کار می‌کنند.
        
        نمونه‌های تجربی
        دانشمندان و محققانی در زمینه پدیده‌های فوق‌طبیعی مانند لیال واتسون دکتر هنری پوهاریچ و پروفسور شیلی در طی سفرهای خود به فیلیپین و برزیل، به تحقیق در مورد جراحی روحی نیز پرداختند. آنها شاهد بیش از هزار عمل جراحی از جمله درمان آپاندیسیت، بیرون آوردن غده‌های خوش‌خیم از سینه، درآوردن کیست و سنگ مثانه، درمان واریس و بواسیر و حتی درمان بعضی از انواع سرطان‌ها توسط شفادهندگان بوده‌اند.

        ‌یکی از این جراحان (تونی سانتیاگو) نام داشت که توده سرطانی مثانه مردی را جراحی نمود. دو دوربین از صحنه عمل فیلمبرداری می‌کردند و سه دانشمند نیز ناظر آن بودند.
        ‌دیگری (تونی آگپائوا) یکی از معروف‌ترین جراحان در فیلیپین بشمار می‌رود که قدرت شفابخشی در او از سن هفت سالگی آشکار شده است. (اولگا فارهیت) از لس‌آنجلس به علت ابتلا به بیماری خاصی که مغز استخوان سر و شانه‌اش را گرفتار کرده بود، دچار فلج شده بود. این بیماری توسط پزشکان نمونه‌برداری و تشخیص داده شده بود. آگپائوا او را جراحی کرده و توده وسیعی از غضروف و خون وی را برداشت. در بازگشت بیمار به لس‌آنجلس، مجددا عکسبرداری و نمونه‌برداری انجام ‌شد. جراح با مشاهده عکس و جواب نمونه‌برداری اظهار ‌داشت، به استثنای بافت جوشگاهی هیچ چیز باقی نمانده است. مثل آن‌ است که چیزی داخل آن محل رفته و همه چیز را پاک کرده است.
        ‌جراح دیگر (جون لابو) نام داشت که روی (الان نیومن) تهیه کننده و کارگردان گروه فیلم‌برداری کار کرد. لابو به نیومن گفت که خلط (سموم) روی قلب او را گرفته است. او ابتدا روی گردن نیومن کار کرد، سپس قفسه سینه او را ماساژ داد و مقداری چرک و خون به بیرون ریخت. مانند آن بود که جراحی با چاقو دملی را باز کرده باشد. پروفسور شیلی از چرک خارج شده نمونه‌ای تهیه کرد و ثابت شد که چرک حاوی تعداد زیادی گلبول سفید است.
        دکتر (پوهاریچ) در مورد سفر خود به برزیل گفته که (خوزه دو فریتاس) مشهور به (زیگما آریگو) جراح روحی معروف بدون هیچ سختی یک چاقوی برنده داخل چشم چپ مردی فرو کرد. آن مرد کاملا بیدار و هوشیار بود. آریگو چاقو را طوری اهرم کرد که چشم از حدقه بیرون زد. آریگو در ضمن این عمل بندرت به بیمارش نگاه می‌کرد. او رو به دکتر پوهاریچ کرد و از او خواست که انگشتش را روی پلک چشم بیمار قرار دهد به‌طوری که بتواند نوک چاقو را در زیر پوست احساس کند و در حالی که پوهاریچ شوکه شده بود به عمل جراحی ادامه داد. در طول جراحی بیمار اظهار داشت که درد و ناراحتی احساس نکرد. چند لحظه بعد آریگو چاقو را که نوک آن آغشته به چرک و خون بود از چشم بیمار خارج کرد و بدون تشریفات چاقو را با پیراهن خود پاک نمود و بیمار را مرخص کرد.
        ‌محققان این موضوع را ثابت کرده‌‌اند که پدیده جراحی روحی واقعیت دارد اما نکته مهم دیگری هم هست که باید به آن توجه کرد و آن این است که ‌واقع شدن عمل جراحی روحی بسیار نادر است و تعداد انگشت‌شماری از جراحان حقیقتا دارای موهبت شفابخشی خدادادی هستند و بیشتر آنها مدعیانی بیش نیستند. اغلب آنها شیادان فرصت‌طلبی هستند که با شبیه‌سازی عمل جراحی روحی سعی می‌کنند زمینه‌ای برای سود‌جویی و شهرت‌طلبی خود فراهم آورند. نمونه زیر به همین مطلب اشاره دارد.
         در 4891 در مجله ( دیسکاور) توسط <مارتین گاردنر> نویسنده مقالات علمی نوشته شده است: ستاره تلویزیونی و کمدین معروف (اندی کافمن) فیلمی به نام پدیده‌های روحی را در سال 0791 می‌بیند. فیلم به‌طور مختصر به کار جراحان فیلیپینی می‌پردازد. چند سال بعد یعنی سال 4891 کافمن مبتلا به سرطان ریه می‌شود و پزشکان به او میگویند که در آستانه مرگ قرار دارد. او تصمیم می‌گیرد برای زنده ماندن دست به آخرین تلاش بزند. کافمن به کلینیک یک متخصص جراحی روحی مراجعه می‌کند و در آنجا به مدت چند روز تحت معالجه قرار می‌گیرد. در هر جلسه، درمانگر او را با مالیدن روغن ماساژ می‌دهد و بعد روزی قفسه سینه او را ظاهرا باز می‌کند و مقدار زیادی خون و بافت فاسد را از آن خارج می‌نماید. چند روز بعد کافمن به شهر خود لس‌آنجلس باز می‌گردد، به امید این که سرطان او معالجه شده است. اما دو ماه بعد از دنیا می‌رود. عکسبرداری با اشعه x نشان می‌دهد که ابدا جراحی صورت نگرفته و سرطان پیشرفته کاملا دست نخورده مانده است.
        
        حرف زدن با زبانی که نیاموختیم
        ‌یکی دیگر از پدیده‌های عجیب و جالب توجه که حیرت همگان را برانگیخته، پدیده‌ای به نام زنوگلاسی است. به‌طوری که بسیاری از دانشمندان هم که در مورد پدیده‌های فوق‌طبیعی شک و تردید دارند و همیشه با بدبینی به این قضیه نگاه می‌کنند، در مواجهه با پدیده زنوگلاسی سکوت کرده‌اند.
        دکتر یان استیونسون یکی از دانشمندان آمریکایی تحقیقات گسترده‌ای را در زمینه زنوگلاسی انجام داده و در سال 4791 کتابی هم تحت عنوان زنوگلاسی به چاپ رسانده است.
        ‌زنوگلاسی از لغت onX لاتین به معنای خارجی و بیگانه و assolg ریشه یونانی به معنای زبان و در مجموع به مفهوم نوشتن یا صحبت کردن به زبانی بیگانه و ناشناخته است. در این پدیده گاهی شخص به‌زبانی که هیچ‌وقت آن را نیاموخته به‌راحتی حرف می‌زند و گاه بدون این‌که اراده‌ای داشته باشد، دستش روی کاغذ می‌رود و هر چه به ذهنش می‌آید با حالتی از خود‌بی‌خود و سریع شروع به نوشتن می‌کند. بعضی محققین معتقدند نوشتن یا حرف زدن خود‌به‌خود در اثر ارتباط با موجودات غیبی و ماورایی رخ می‌دهد.‌در تجاربی از زنوگلاسی مواردی مشاهده شده که شخص نویسنده مطالب، اصلا توان قلمی نداشته که بنویسد. برخی افراد هم در طی تجربه‌های زنوگلاسی خود، جملات و کلمات زشت و کریهی را تجربه نموده‌اند. گروهی معتقدند این جملات توسط ارواح شیطانی نوشته می‌شود. ‌در ادامه تجاربی از این پدیده ذکر می‌شود:
        _ در سال 2681، پرنیس گالتزین، زن بی‌سواد آلمانی تباری را هیپنوتیزم کرد. آن زن اصلا با زبان فرانسوی آشنایی نداشت ولی در حین هیپنوتیزم او در مورد این‌که در قرن هیجدهم در فرانسه زندگی می‌کرده، به زبان فرانسوی صحبت می‌کرد.
        _ زنی به نام جنسن، 33 ساله اهل فیلادلفیا توسط همسرش هیپنوتیزم شد. در حین هیپنوتیزم شخصیت مردانه جنسن ظاهر شد. او از زبان مردی کشاورز و سوئدی که در قرن هفدهم می‌زیسته صحبت می‌کرد. از صدایش معلوم بود مرد زحمت‌کشی است.
        _ دختری هندی به نام میشارا در سال 8491 به دنیا آمد. این دختر بدون این‌که قبلا با زبان و فرهنگ بنگالی آشنایی داشته باشد و یا اصلا به آنجا رفته باشد، آوازهای بنگالی می‌خواند و می‌رقصید. در سال 1691 دکتر یان استیونسون موضوع میشارا را مورد تحقیق و بررسی قرار داد. او نتیجه تحقیقات روی میشارا را در جولای 0891 در نشریه تحقیقات انجمن آمریکایی فراروانی به چاپ رساند. این خانم 23 ساله هندی می‌گفت که همسر مردی بنگالی در دهه 0081 میلادی بوده است. هفته و روزها او به زبان بنگالی صحبت می‌کرد و حتی قادر نبود با اعضای خانواده‌اش ارتباط برقرار کند.
        _ دکتر موریس نترتون با پسری 11 ساله مواجه شد که در طی هیپنوتیزم به زبان چینی قدیم صحبت می‌کرد. صدای پسر را ضبط کردند و آن را نزد پروفسوری در دانشگاه کالیفرنیا بردند. وی گفت مطالبی که پسرک گفته از متون بسیار کهن و ممنوع در مذهب قدیمی چینیان است.
        _ مدیومی آمریکایی به نام (جورج ولنتاین) در حالت خلسه به زبان‌های آلمانی، روسی و اسپانیایی صحبت می‌کرد. شخص دیگری به نام به نمایش گذاشت و خودش را خیس کرد. البته، مرا هم! دیگر تحمل نداشتم. مهمان‌ها هنوز نرفته بودند که من مجید را به کناری کشاندم و گفتم که حاضر نیستم اولین شب زندگی‌ام را در این خانه، آغاز کنم. شک نداشتم که سپیده اصرار می‌‌کند (عمومجید برایش قصه بگوید) و من می‌‌بایست در شب عروسی‌ام هم این دختر را تحمل می‌‌کردم. من که به غیر از آن چند ساعت توی پارک، تا آن لحظه با مجید تنها نمانده بودم! پیشنهاد کردم که همین امشب به ماه‌عسل به شیراز برویم. مجید چاره‌ای نداشت به جز پذیرفتن. مادرم هم علیرغم میل باطنی‌اش که برپایه اجرای تمام مراسم عروسی از جمله (پاتختی) بود، از این پیشنهاد استقبال کرد. مهمان‌ها که رفتند، من و مجید هم سریعا لباس‌هایمان را عوض کردیم و با وجود مخالفت شدید و گریه بی‌‌امان سپیده به مقصد شیراز راه افتادیم.
        عجب لحظاتی بود برای من. حالا فقط من بودم و مجید و می‌‌توانستیم یک هفته‌ای را در شیراز، بدون حضور هیچ مزاحمی سپری کنیم. یک ماه عسل رویایی و به یاد ماندنی.
        اما قضیه، زمانی به یادماندنی‌تر شد که درست هنگام خروج از تهران، مجید متوجه چراغ دادن‌های پی‌درپی اتومبیلی در پشت سرمان شد. از توی آینه نگاه کرد و با ترس گفت: (سعید است!) خدای من! باور کردنی نبود. سپیده آنقدر گریه کرده بود که آنها مجبور شده بودند لحظاتی بعد از حرکت ما، راه بیفتند و او را به ما برسانند. مادرش در حالی که آن دختر لوس را توی بغل مجید می‌‌انداخت، با دست دیگرش ساک بزرگی را که حاوی لباس‌ها و وسایل مورد نیاز سپیده برای یک هفته بود را به دست من داد و با پررویی تمام گفت: (ببخشید ها! جبران می‌‌کنیم. خب بچه است دیگه! بگذار بچه‌دار بشید.) و بعد هم گفت: (خوش بگذره) آخر چطور ممکن بود با وجود آن دختر لوس، خوش بگذرد؟ چطور؟!

    نظرات دیگران ( )

    ? دنیای <مدیوم> ها
  • محمد رضا آقابیگی یکشنبه 85/5/8 ساعت 12:38 عصر
  • دنیای <مدیوم> ها


        
        
        ‌برخلاف حدودی که در جهان مادی، انسان‌ها را محدود می‌کند، در جهان ماورای دنیای ما که حیطه موجودات نامرئی است، هیچ چیز نشدنی نیست. براساس قوانین آن جهان‌ها ساکنان آنها امکاناتی به دست می‌آورند که برای انسان‌های زنده مادی وسوسه‌‌برانگیز است و موجب کشش آنها به سوی موجودات نامرئی (ساکنین جهان‌های دیگر) می‌شود. البته این کشش یک جاذبه نیست همان‌طور که این‌گونه ارتباطات برای انسان‌ها ثمربخش است برای موجودات روحی نیز این ارتباط دارای اثرات و منافعی است.

        پدیده‌های ناشی از ارتباط و تعامل میان ارواح و انسان بسیار متنوع‌اند. برخی از این پدیده‌ها، رویدادهایی هستند که توسط اشخاص دیگر به غیر از < مدیوم>مدیوم: کسانی که قادر باشند خود را با ارتعاش سریع‌تر و بالاتری با قلمروی عرفانی و کالبدهایی که در عالم پس از مرگ زندگی می‌کنند، تطبیق و تنظیم نمایند، آنها را واسطه نیز می‌نامند) قابل مشاهده یا شنیدن و یا لمس کردن است. برخی از انواع این پدیده‌ها، (آورش)، (آورش: غیب کردن شی در جایی و ظاهر کردن آن در جای دیگر) تجسد، تغییر چهره مدیوم، ساختن اجسام به صورت موقت یا دائمی، نوشتن بدون جوهر و... است.
        از آنجا که پدیده آورش یکی از جالب‌ترین و هیجان‌انگیزترین پدیده‌های روحی به‌شمار می‌آید به معرفی این پدیده می‌پردازیم.
        پدیده آورش چیست؟ این واژه از لغت فرانسوی ( Apporterآوردن) گرفته شده است. در این پدیده اشیایی از مکانی دیگر خارج از جلسه توسط ارواح برداشته می‌شوند به‌عبارتی غیب می‌گردند و از موانع مادی چون دیوار و در و پنجره بسته عبور کرده و در داخل جلسه احضار ارواح ظاهر می‌شوند. ‌اغلب، گزارش شده که این اشیای منتقل شده در موقع ورود داغ هستند.
        به اشیایی که از جایی غیب می‌گردند apportو به اشیایی که ظاهر می‌گردند asport گفته می‌شود. انواع اشیایی که قابل حمل هستند شامل بسیاری از چیزها می‌باشند از جمله بدن مدیوم، موجودات زنده و جامدات. بعضی از ‌ارواحی که تا به حال عمل آورش توسط آنها صورت گرفته اظهار کرده‌اند که تنها قادرند اشیاء را در روی کره زمین جابه‌جا کنند والبته بعد مسافت و دوری، اهمیتی در عمل آورش ندارد.
        صاحبنظران و محققان در زمینه وجود ارواح و اتفاقات مربوط به آن، روند انجام عمل آورش را این‌گونه توصیف می‌کنند: ‌این امر از طریق تجزیه اجسام و دوباره شکل گرفتن آنها در مکانی دیگر انجام می‌شود. نحوه عمل به این صورت است که عامل به‌وسیله قدرت فکر خود ماده را که از اتم‌ها تشکیل شده است، در سطحی وسیع‌تر به نوعی منتشر می‌کند و آن را به امواج تبدیل می نماید، در این حالت شیء مورد نظر می‌تواند از میان هر نوع مانع فیزیکی متراکم عبور کند و دوباره با متوقف شدن تمرکز فکر، عامل که اتم‌ها را جدا از هم نگهداشته بود، به شکل اولیه خود، یعنی ماده فیزیکی، درمی‌آورد.
        ‌شرح یکی از پدیده‌های آورش که در حضور یکی از محققان مکتب روحگرایی به‌نام <شودزموند> صورت گرفته بدین قرار است:
        در این جلسه، 14 نفر به‌عنوان شاهد حضور داشتند. <شودزموند> از روح مصری به نام (ردکلارد) می‌خواهد که یکی از گنجشک‌های داخل قفس که در باغ قرار داشت را در جلسه حاضر کند. درب اتاق کاملا بسته بود و عمل آورش گنجشک به‌سرعت انجام شد. اتاق کاملا روشن بود و گنجشک توسط افراد حاضر لمس گردید. گنجشک، زنده ولی در حال بیهوشی بود. شودزموند اظهار می‌کند که بعضی از پرهای گنجشک را برای اطمینان می‌کند و بعد از آن گنجشک دوباره به قفس برگردانده می‌شود در حالی‌که پرها هنوز در اتاق باقی مانده بود.
        دانشمند ایتالیایی (بوزانو) تعریف می‌کند: در ماه مارس 1904 در منزل دوستی جلسه ارتباط روحی داشتیم. از روحی که با او ارتباط داشتیم خواهش کردم که برای من چند سنگ آتشفشانی را که من در خانه‌ام روی میز تحریرم گذاشته‌ام در این‌جا حاضر کند. در آن هنگام از دهان مدیوم که بیهوش بود گفت: اگر چه نیروی من نزدیک به پایان است با اینهمه این کار را می‌کنم.
        آن‌وقت ما دیدیم مدیوم شروع به انجام حرکاتی نمود که دلالت بر این بود که شیء خواسته شده حاضر شده است. ولی ما صدای افتادن آن سنگ‌ها را بر روی زمین نشنیدیم. لذا از روح ناظری که به ما گفته بود آن سنگ را حاضر خواهد کرد، جریان را پرسیدیم او گفت: برای آوردن مقداری از آن سنگ‌ها، اقدام کرده و آن را تا همین اطاق هم آورده است. منتها نیروی مدیوم و او به قدری ضعیف شده که حالا قادر به تجسد دادن آن سنگ نیستند.
         بعد هم گفت نور اطاق را زیادتر کنیم وقتی که ما نور اطاق را زیادتر کردیم دیدیم روی میز لباس‌ها و موی حاضران و فرش اطاق پوشیده از یک لایه غبار آن سنگهای آتشفشانی است. مثل اینکه آن سنگ‌ها را کوبیده و تبدیل به گرد کرده بودند. وقتی که به خانه‌ام برگشتم دیدم آن توده سنگ آتشفشانی دست خورده و مقدار زیادی را از آن جدا کرده‌اند. یعنی به اندازه یک سوم حجم آن را کنده بودند.
    نظرات دیگران ( )


    ? لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    عوارض ساپورت
    اوشین ( سالها دور از خانه )
    [عناوین آرشیوشده]

    <
    Desigened By Parsiblog.com